« دست دوستی »
چه خوش خيا ل بود ازگيل سرخ؛
دل به چشمه سپرد و
خوانش مست تبر را
در بیشه ی خاموش
دست افشاند
هنگام كه پا شكسته زانو نشاند و
بوسه بر خشكيده چشم چشمه زد ،
اما به نجوا گفت :
دم تبر همواره به خون من آلوده بود و بوی ناك
و از شيره ی جا ن من
ملس ، گس ...
چه خوش خيا ل هستم من !
اميرمحمداعتمادی 9/3/79
ازگيل سرخ: درختچه ای كه لب چشمه ها و جوي چه ها می رويد با چوبی سخت که مرغوب ترين نوع دسته ی تبر است .
نوشته شده توسط امیرمحمد اعتمادی در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 22:42 | لینک ثابت |

